
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مراد بخش دل بیقرار من باشی
چراغ دیده ی شب زنده دار من گردی
انیس خاطر امیدوار من باشی
چو خسروان ملاحت به بندگان نازند
تو در میان خداوندگار من باشی
از آن عقیق که خون دلم ز عشوه ی او
اگر کنم گله غمگسار من باشی
سه بوسه کز دو لبت کرده ی وظیفه ی من
اگر ادا نکنی قرض دار من باشی
من این مراد ببینم به خود که شبی
به جای اشک روان در کنار من باشی