Tuesday, July 31, 2007

فتنه


می روی و مژگانت فتنه ها می انگیزد
می روی و می ریزی خون خلق و میدانی
خدا منو قربونت کنه ایشالله
قربون چشمونت کنه ایشالله
کجا می ری فلونی
ترسم بری و بمونی
دین و دل به یک دیدن
باختیم و خرسندیم .

Monday, July 30, 2007

بهانه


گریه را به مستی بهانه کردم
شکوه ها ز دست زمانه کردم
photo : ElinA

Friday, July 27, 2007

روشن نه!


بی حوصلگی های جمعه ام را
با زرورق های تیره تزئین می کنم ،
شاید هدیه ی یائسگی زن همسایه شود .

Thursday, July 26, 2007


چیزهایی هست که نمی نویسم .