Saturday, July 29, 2006

من


زندگیم
روزگارم
خودم
آسمونم
همه داریم با هم از روی تیغ رد می شیم
اگر هم از طرفین نیفتیم باز هم دست و پاهای من خونیه
پر از دردم

Saturday, July 22, 2006

Sohrab Sepehri


Isn't he just the best thing ever happen to me?

Wednesday, July 19, 2006

ای کاش

کاش در خانه ی عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش دریا کمی از غرش خود کم می کرد
قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود
کاش به حرمت دل های مسافر هر شب
روی شفاف ترین خاطره ها مهمانی بود


ای کاش ثروتمند بودم ٬
آنوقت تمام کتاب های روی زمین را می خریدم
کلبه ای درو از هر تمدن اختیار می کردم و
می خواندم و می خواندم .

شاید ثروتمندان اگر چنین می کردند ٬ ثروتمند نبودند .

Tuesday, July 18, 2006

یادگاری

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

Sunday, July 16, 2006

Wednesday, July 12, 2006

حکایت من


حکایت کفش های منم شده حکایت کفش های عمو نوروز
حکایت کتاب خوندنم شده حکایت ادیسون
حکایت درس خوندنم شده حکایت حسنی
لباس پوشیدنم شده مثه الینا
قیافم شده مثه سوخاری
حرف زدنم شده مثه لال جماعت
اصلا مگه فرقی هم می کنه؟

Friday, July 07, 2006

یک تصویر

دلم بارون می خواد


چند سال پیش عاشق تابستون بودم
عاشق این آفتاب گرم و سوزان که به صورتم می تابید و پوستم رو می سوزوند
شاید برای این که تا چند سال پیش این گرما ٬ برام کشنده نبود ...... برای من این گرما نماد سه ماه آزادی بود ٬ شاید
ولی حالااین گرما ٬
ظهر کشدار تابستون رو تداعی می کنه که برام کمتر از غروب دل مرده ی جمعه های زمستون نیست
دلم بارون می خواد
دلم هوای ابری می خواد
می شنوی؟ تک تک لباس های پاییزیم دارن صدام می کنن

Sunday, July 02, 2006

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین


تازگی ها این جوب های کثیف و بو گندو رو که می بینم
یاد همه ی لحظه های زندگیم می افتم
به نظرت جوب های زمان حافظ هم اینقدر کثیف بوده که می شسته کنارش و گذر عمر می دیده ؟