Friday, July 07, 2006

دلم بارون می خواد


چند سال پیش عاشق تابستون بودم
عاشق این آفتاب گرم و سوزان که به صورتم می تابید و پوستم رو می سوزوند
شاید برای این که تا چند سال پیش این گرما ٬ برام کشنده نبود ...... برای من این گرما نماد سه ماه آزادی بود ٬ شاید
ولی حالااین گرما ٬
ظهر کشدار تابستون رو تداعی می کنه که برام کمتر از غروب دل مرده ی جمعه های زمستون نیست
دلم بارون می خواد
دلم هوای ابری می خواد
می شنوی؟ تک تک لباس های پاییزیم دارن صدام می کنن

1 comment:

Missing Piece said...

khyli jalebe man emrooz pa shodam oo goftam delam aftab mikhad oo az baroon khasteh shodam!!! Feker konam ke ma bayad jamoono avaz konim, bad midooni chi mishe?
man baroono oo mikhamo oo to aftabo...This is called "LIFE" ...khyli ghashang minevsi ...ey val( inam ye tashvighe laaaaaati ;)