
محل بافت: ملایر
قدمت: اوایل سده چهارده ه.ق
رج شمار : 35
ابعاد: 122*186 سانتیمتر
به راستی کدامین باران
در روزهای داغ مرداد
دلگیریهای مرا میشوید؟
الینا - مرداد 90
تو که ماه بلند آسمونی
منم ستاره می شم دورت می گردم
تو که ستاره می شی دورم می گردی
منم ابری می شم روت رو می گیرم
تو که ابری می شی روم رو می گیری
منم بارون می شم تُن تُن می بارم
تو که بارون می شی تن تن می باری
منم سبزه می شم سر در میارم
تو که سبزه می شی سر در میاری
منم گلی می شم پَلوت می شینم
تو که گلی می شی پَلوم می شینی
منم بلبل می شم برات می خونم
من در طول روز گاهی میلیاردها کلمه به زبون میارم. مثه همین اسپانیولیها تند و تند حرف میزنم بی اونکه فکر کنم که کله بقیه رو دارم ریز ریز میخورم. در هر صورت آدمهای ساکت و آروم همیشه بهترین همنشین برای من بودن، انگار منم کنارشون خفه میشم. این کلهام آروم میگیره.
با همه این خیل عظیم کلمه و اصطلاح و لغت، مواقعی که باید حرف بزنم سکوت میکنم. باید بگم که الان دلم چی میخواد، مواقعی که ناراحتم از دست کسی، مواقعی که تا سر حد مرگ دلتنگم. نمیدونم چرا ترجیح میدم سکوت کنم و توی گذشت زمان احساسات منم خاک بخوره بره پی کارش. گاهی دوست دارم عربده بکشم و بگم بابا منم آدمم. حرص میخورم خب!
اینم یه چند خط غر برای شما دوست عزیز، مبادا گمان برید که ما عاشق و بیدل شدیم.
پی نوشت: پویان بهم گفت که تو آدم روزهای سختی. مرسی برای گوش بودنت پویان
دیشب همینطوری که به ماه خیره شده بودم، فکر کردم :
«تا حالا کجا بودیم؟
من کور بودم؟