Tuesday, November 30, 2010

استراتژی

شیطونه می گه یه کش به تو وصل کنم
یه کش به خودم
اینا رو - با هر سختی که هس- به هم بدوزم
اگه یه کدوممون قهر کرد، خواست بره
محکمتر پرت شه طرف اون یکی باز

Saturday, November 27, 2010

یه زمانایی هست توی جوونی، تو سن و سالِ ماها که همش به مستی و چتی می گذره. دقیقتر بخوام بگم باید بگم که با عرق و علف می گذره. خوب هم می گذره ها! خوش می گذره. دختر و پسر هم فرقی نداره. اونایی که می گن فرق داره، یه چُسه از این بیخیالی و خوش گذرونی رو دارن از دست می دن. همه مون هم غصه های خودمونو داریم. هیچ کدومممون هم نمی دونیم می خوایم چیکاره بشیم و کجای این دنیای بی سر و ته زندگی کنیم. هیچی نمی دونیم یعنی. اما مست که هستیم دلمونو خوش می کنیم به این که هر کدوممون واسه یه کاری به این دنیا اومدیم که فقط و فقط مختص خودمونه. مست که هستیم می دونیم کیو چقدر دوست داریم.

اگه کبدمون دهن وا می کرد، دیگه احتیاج به انجمن الکلی های ناشناخته نبود. اینو تنها من نمی گم، این چارلز بوکفسکی مرحوم هم توی کتابش نوشته.

دست از سرمون بر دارین. بذارین با همین چند قلم ابزار عیاشی و چند تا جمله قصار خوش باشیم. به موقعش هم جمع و جور می کنیم خودمونو.

با سپاس

Friday, November 26, 2010

این آبنبات قیچیا خطرناک نیستن؟

Wednesday, November 24, 2010

تا سوار ماشین کسرا شدم میگم: چه بوی خوبی میاد!!!

اخم می کنه میگه: چه بویی؟ بوی گند ِ این سیگار اس که می مونه تو ماشین.

میگم: من خوشم میاد خوب.

اخماشو وا می کنه. می خنده.

Tuesday, November 23, 2010


عشق به بیان تصویر

بابا عزیز

شب آفریدی، شمع آفریدم
خاک آفریدی، جام آفریدم

بیابان و کوهسار و راغ آفریدی
خیابان و گلزار و باغ آفریدم

آنم که از سنگ آیینه سازم
آنم که از زهر نوشینه سازم

http://www.box.net/shared/czim6ad16h


Thursday, November 04, 2010

See? Not you!

Paradox

I just see the best version of him in his eyes ,
even when they are closed.
(Although he's full of flaws)

بچه بودیم. حالیمون نبود. چقدر از ته دل می خندیدیم وقتی داشتیم کیک تولد می پختیم و همه آردا رو ریختیم رو سر و کله هم.