
من در هیچ تاریکی شب ، بدنبال مردهایی که گشاد گشاد راه می رفتند و مست وار دست بر دیوار می کشیدند، نبودم .
دختری بودم که از پشت شیشه ای باران خورده ، حقارت دختران را نظاره می کرد و سرود پیروزی می خواند .
جرم من ، دیدن رویای آمیزش نور و تاریکی بود .
بگذار پس از آن دفتر کس نداند آن شب چه بر من گذشت .
No comments:
Post a Comment