من به سان پیچکی چسبان ،
پیچیدم بر تن تو ، ای بهین کشتزار تشنه ی عریان .
من به سان دختری تنها ،
دختری کاندرونش دیرینه غمی در قالب دریا ،
روان بودم در لا به لای این صحرا ،
سراپا،
سرد و گرم در دل و
رنج در پا .
پیچیدم بر تن تو ، ای بهین کشتزار تشنه ی عریان .
من به سان دختری تنها ،
دختری کاندرونش دیرینه غمی در قالب دریا ،
روان بودم در لا به لای این صحرا ،
سراپا،
سرد و گرم در دل و
رنج در پا .
No comments:
Post a Comment