این تن لرزه ی لعنتی باز سراغ من اومده . تمام بدنم گرفته . تق و توق از گیجگام شروع می شه . یک ، دو ، سه ، چهار، پنج ، شیش ... با هزار قر و قمیش میاد تو دستام . با سوزش شدید می ره تو قلبم . بعد هم به سختی راه کمر و پاهامو پیدا می کنه . یک ، دو ، سه ، چهار، پنج ، شیش ...
ریتم شیش و هشت سنگینی که دیگه نه با آتیش از سر و صدا می افته نه الکل حال و هواشواز بین می بره .
من دوباره به خلسه می رم ، توی خانقاه خودم ، با ساز خودم .....
یک ، دو ، سه ، چهار، پنج ، شیش ...
ریتم شیش و هشت سنگینی که دیگه نه با آتیش از سر و صدا می افته نه الکل حال و هواشواز بین می بره .
من دوباره به خلسه می رم ، توی خانقاه خودم ، با ساز خودم .....
یک ، دو ، سه ، چهار، پنج ، شیش ...
No comments:
Post a Comment