فتنه ی چشم تو چندان پی بیداد گرفت
که شکیب دل من دامن فریاد گرفت
که شکیب دل من دامن فریاد گرفت
آن که آیینه ی صبح و قدح لاله شکست
خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت
آه از شوخی چشم تو ، که خونریز فلک
دید این شیوه ی مردم کشی و یاد گرفت !
منم و شمع دل سوخته ، یارب مددی !
که دگر باره شب آشفته شد و باد گرفت
شعرم از ناله ی عشاق غم انگیزتر است
داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت
سایه ! ما کشته ی عشقیم ، که این شیرین کار
مصلحت را ، مدد از تیشه ی فرهاد گرفت
خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت
آه از شوخی چشم تو ، که خونریز فلک
دید این شیوه ی مردم کشی و یاد گرفت !
منم و شمع دل سوخته ، یارب مددی !
که دگر باره شب آشفته شد و باد گرفت
شعرم از ناله ی عشاق غم انگیزتر است
داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت
سایه ! ما کشته ی عشقیم ، که این شیرین کار
مصلحت را ، مدد از تیشه ی فرهاد گرفت
ه . ا . سایه / تهران - ارریبهشت 1350
.زمین از آه من ترک برداشت . آسمان باران می بارد تا مرهم زخمم شود . باد سازم را کوک می کند
می گوید در شهری و دشتی سر دادی....نمی گویی چوپان دلگیر می شود ؟
گوش هایم داغ می شوند ، خورشید مرا در آغوش کشیده ، به دریا گفته اشک هایش را
دریا زایش موج هایش را به رخم می کشد ! نمی دانم نام بچه هایش خاطرش می ماند ؟ مادر من که دو فرزند دارد نام مان را گاه فراموش می کند .
شب . رسم مشترکی داریم که بیدار می مانیم . من بخشیدم !
صبح رسیده . من در آغوش آفتاب برخاستم . بوسه بارانم می کند . بلند می خندم . تو خودت را بخشیده ای . و هیچ از آن ساز را نشنیده ای .... باد تو را به اعماق دل من برد .
ملاجم فرو ریخت
گوش هایم داغ می شوند ، خورشید مرا در آغوش کشیده ، به دریا گفته اشک هایش را
دریا زایش موج هایش را به رخم می کشد ! نمی دانم نام بچه هایش خاطرش می ماند ؟ مادر من که دو فرزند دارد نام مان را گاه فراموش می کند .
شب . رسم مشترکی داریم که بیدار می مانیم . من بخشیدم !
صبح رسیده . من در آغوش آفتاب برخاستم . بوسه بارانم می کند . بلند می خندم . تو خودت را بخشیده ای . و هیچ از آن ساز را نشنیده ای .... باد تو را به اعماق دل من برد .
ملاجم فرو ریخت
پی نوشت اول : شعر بیداد همایون را ملا مصدق در عالم مستی برایم خواند - می دانم دیوانه ی این شعر است !
پی نوشت دوم : به علت آن که دوستان نمی توانستند کامنت های خود را پست کنند .... برنامه جدیدی گذاشتم که تمام کامنت های قبلی را بر قاطی رو سیاهی ها !
پی نوشت سوم : تعطیلات بین ترم را در می یابیم و سفر به یزد و میبد
پی نوشت چهارم : بعدا می نویسم
No comments:
Post a Comment