Monday, November 06, 2006

تو بخشنده باش

بگذار عاشق باشم .
بگذار کتابم را بخوانم.
" اتاق آبی"
بگذار بنویسم .
سیاهی های بی معنی ام ٬ مقدس ترین نوشته ها برای من اند .
بگذار نفس بکشم .
بگذار بلند بلند لبخند بزنم
و
یواش یواش قهقهه ی بی خیالی سر بدهم .
بگذار با مرده ها زندگی کنم .
بگذار زنده ها را انسان نشمارم .
بگذار باغبانی بکنم .
بگذار از محوترین اشیا عکاسی بکنم ٬
چرا که برای من واضح ترین اشکال است .
بگذار من تنها زنده ی مرده ی عاشق این دنیای آفتابی باشم .......
بگذار دل من گاه گاه از روی کودکی دل به پسر تازه بالغ کوچه ی پشت بسپارد .
بگذار موسیقی را حس کنم .
بگذار آرام آرام داد بزنم و تمام دخترانی را که از سرد شدن قهوه ی عشقشان نگرانند را مسخره کنم .
به خدا .
بگذار ساعت ها تو کتاب هایم باشم .
بگذار ساعت ها توی موسیقی کتاب هایم غرق باشم .
تو فقط بگذار ....
قول می دهم من هم فقط و فقط لحظه لحظه ی زندگی ام را به
تو فکر کنم .




No comments: