Sunday, October 01, 2006

همه می دانند


همه کس می شنوند
همه کس می گویند
همه کس می بینند....
مردنم را بی تو
ریزش اشک های حسرتم در تنهایی
حرف هایم بی تو
دست هایم که سرود دلتنگی دست های تو را با خود تا اوج می برند
همه می دانند...
چشم هایم به دنبال توست
ستاره ی روشن گاهنامه ی تقدیرم را با نام تو دنبال می کنم
گریزی نیست
از تمام ابرهای کهن پر ز باران.....
افسوس که نمی بارند
همه می بویند
عطر نفس های تو را کز سینه ام بر می خیزد
همه می شنوند....
رازهای سر فرو برده در اعماق غرور
حرف های ناگفته ی من با رود
لحظه های سکوت بی پایان تو میان دود
همه می دانند.....
اما
افسوس
تو نمی دانی......

No comments: