Wednesday, July 12, 2006

حکایت من


حکایت کفش های منم شده حکایت کفش های عمو نوروز
حکایت کتاب خوندنم شده حکایت ادیسون
حکایت درس خوندنم شده حکایت حسنی
لباس پوشیدنم شده مثه الینا
قیافم شده مثه سوخاری
حرف زدنم شده مثه لال جماعت
اصلا مگه فرقی هم می کنه؟

Friday, July 07, 2006

یک تصویر

دلم بارون می خواد


چند سال پیش عاشق تابستون بودم
عاشق این آفتاب گرم و سوزان که به صورتم می تابید و پوستم رو می سوزوند
شاید برای این که تا چند سال پیش این گرما ٬ برام کشنده نبود ...... برای من این گرما نماد سه ماه آزادی بود ٬ شاید
ولی حالااین گرما ٬
ظهر کشدار تابستون رو تداعی می کنه که برام کمتر از غروب دل مرده ی جمعه های زمستون نیست
دلم بارون می خواد
دلم هوای ابری می خواد
می شنوی؟ تک تک لباس های پاییزیم دارن صدام می کنن

Sunday, July 02, 2006

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین


تازگی ها این جوب های کثیف و بو گندو رو که می بینم
یاد همه ی لحظه های زندگیم می افتم
به نظرت جوب های زمان حافظ هم اینقدر کثیف بوده که می شسته کنارش و گذر عمر می دیده ؟

Friday, June 30, 2006

چه غوغایی

رقص شعله های آتش در باد ٬
پایکوبی برگ زرد درختان در سوز ٬
می سوزد جنگل های جانم

چه غوغایی درونم بر پاست

چه شورها که به دل می اندازم
و چه سوز ها که آه کشان لبان ترسانم را بوسه می زنند
سایه های وحشت دور تا دور من اند
و من تنها ٬ در این بیغوله راه بی مقصد
هنوز هم چشم به راه آن نسیم گرمم
چشم به راه تمام سبزه هایی که بر رویشان
-زمانی دور- راه می رفتم
چشم به راه دستان گرمی که اشک های روانم را
آرام آرام از روی گونه هایم می زدود
و به من لبخند گرمش را
ارزان می فروخت

و چه غوغایی

Saturday, June 24, 2006

چرخه

بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند.... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند. آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند .... و قلبها جدي جدي مي شکنند. آذمها شوخي شوخي لبخند مي زنند.... و دلها جدي جدي عاشق مي شوند

دیوانگی های تازه

دیوانگی های تازه ای گریبانم رو گرفته ٬ توی کلاس آواز یاد می گیریم که چگونه نفسمون رو برای مدت طولانی توی سینه حبس کنیم و من یاد گرفتم چه جوری مشت مشت افکار بی پایه ( و البته گاهی با اساس) را در آن واحد توی مغزم تجزیه تحلیل کنم
ریه هام هم چنان تنگ باقی مونده و افکارم به درون روده و معده ام راه پیدا کرده ..... چشم هایم کم سو تر شده ولی نوشته های روز نامه ها رو پر رنگ تر از همیشه می بینم . انگشتام خشک تر از همیشه اس ولی صدای سازم فرق نکرده

نترس چیزی نیست الینا . تو فقط عادت کردی

آره! درسته .... ما ها فقط عادت کردیم . عادت کردیم که عادت کنیم . عادت کردیم که دروغ بگیم . عادت کردیم که لبخند های زورکی بزنیم . عادت کردیم بگیم عاشق بارونیم . عادت کردیم کراهت حقیقت رو با لباس های مجلل بپوشونیم
به ما گفتن باید عادت کنیم . به ما گفتن باید هم رنگ جماعت شیم
عادت نکردیم خودمون باشیم

Thursday, June 22, 2006

نه مجنونم که دل بردارم از دوست

امروز که رفتم دانشگاه ٬ یکی از دوستام رو دیدم که توی راه پله داشت ساز می زد
تار می زد
می خوند.ای کاش زمان می ایستاد و من گوش می دادم .تار زدنش رو .خوندنش رو .و زمان ایستاد
چشمهاش رو بسته بود و ندید که من جلوش روی زمین نشستم
چنان در قید مهرت پایبندم که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست مده گر عاقلی بیهوده پندم
وقتی ساز زدنش تموم شد ٬ چشمهاش رو باز کرد . فکر کنم وقتی که من رو دید که جلوش روی زمین نشستم ترسید
سعی کردم لبخند بزنم .گفتم : خیلی خاطره توی ساز زدنت بود .خندید.من هم خندیدم .گفتم : حقیقتش رو بخوای خیلی عاشقانه زدی .گفت : عاشقی؟کفتم : نه .گفت : من هم نیست
فکر می کنم
خدا هم نیافریده ٬ نیافریده .....وقتی آفریده چی آفریده!انسان !خودمون آدمیم و هنوز خودمون ٬ خودمون رو نمی شناسیم . این همه فکر می کنیم. این همه کتاب می خونیم . این همه حرف می زنیم. باز هم همه ی حرفامون پر از جا خالی و علامت سواله
وقتی هم که جوابی پیدا می کنیم ٬ باز سر و کله ی یکی پیدا می شه و می گه : حالا مطمئنی ؟!استاد فلسفه رو یادته ؟ می گفت : خدا هم مثل خانوم هاست . بهش توجه نکنی ٬ می ذاره و می ره .و خدایان مرده اند........شاید اون بیچاره هم یه چیزی خلق کرده و حالا خودش مونده چی کار کنه با این ملتی که حتی خودشون هم خودشون رو نمی شناسن ؟
)
این نوشته خیلی قدیمیه......قبل از اون کودتا نوشته بودمش و تو وبلاگ قبلیه بود(

Wednesday, June 21, 2006

دل تنگ


دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی نثار من می کرد

ح.مصدق

Monday, June 19, 2006

عاشق شدم


چقدر این عکس زیباست
این رو چند شب پیش لا به لای عکسام پیدا کردم
عاشق خودم شدم
ز شب هراس مدار این هنوز آغاز است
بیا که پنجره رو به صبحدم باز است

خبر


عادت کردیم کنسرت خوب نریم و بیشتر با شنیدن خبر کنسرت هایی ( که شاید در 2 ٬ یا 3 ماه آینده ) اجرا شوند شاد باشیم
در چند روز گذشته
گروه دستان هم چنان بعد از چند ماه تلاش مراحل پایانی را برای دریافت مجوز سپری می کنند. درخواست مجوز برای این کنسرت وهم چنین اجرای گروه کامکار ها را 21 فروردین به دفتر موسیقی فرستاده شده بود ٬ که در صورت صدور مجوز ٬ کنسرت دستان در روزهای 28 تا 31 تیر ماه در فضای باز کاخ نیاوران به اجرا می پردازند
اركسترسمفونيك تهران،اواخر مرداد ماه درآلمان و علیرضا قربانی نیز اوایل مهر كنسرت مي‌دهند
از جمله آلبوم های موسیقی منتشر شده نیز می توان به آلبوم "آخرین غزل رومی " اشاره کرد که در چند روز گذشته از فروش بالایی برخوردار بوده است
برای طرفداران فیلم و سینما هم یک خبر خوب داریم ( که این خبر نیزاز قاعده ی مذکور مستثنی نیست!) نام پرویز شهبازی که آخرین بار با فیلم " نفس عمیق" ٬ حدود 5 سال پیش به گوش رسید ٬ این بار نیز با یک فیلم نامه ی جدید درباره ی وضعیت موسیقی راک زیرزمینی در ایران باز در مجلات و روزنامه ها به گوش می خورد . شهبازی خود می گوید تا کنون 2 کارگردان دیگر نیز دست به این کار زده اند که نتیجه ای حاصل نشده است

Sunday, June 18, 2006

باید.....


سفر کنیم و نیندیشیم

Saturday, June 17, 2006

دزدان من

اربابان من چشم های مهربانی دارند گاه گاهی لبخندی بر لبانشان ظاهر می شود
گوش هایشان صدای مرا نمی شنود ولی هر از چند گاهی دست محبت بر سرم می کشند
دست هایشان نشان دوستی دارد ولی گرداگرد من حلقه زدند و من اسیرم

آنها افکار پاره پاره ی مرا می دزدند!

Thursday, June 15, 2006

24 خرداد در کنسرواتوار تهران


کنسرواتوار تهران در روز 24 خرداد (چهارشنبه) پذیرای هنرمند بزرگی بود که جزو پیشگامان نقاشی و گرافیک معاصر ایران محسوب می شوند .

آقای آیدین آغداشلو

جلسه ی سخنرانی آقا ی آغداشلو در ساعت 5:20 در سالن اجتماعات کنسرواتوار تهران با حضور عده ای از دانشجویان آغاز شد . در ابتدا ی سخنرانی ٬ آقای آغداشلو ٬ با چند جمله ی کوتاه از سابقه ی هنری خود گفتند که بنا بر توضیحاتشان از 5 سالگی شروع به نقاشی کردند و در سن 14 سالگی موفق به فروش کارهایشان شدند. از سال 1340 به نوشتن نقد هنری پرداختند و تا کنون 5 کتاب به چاپ رسانیده اند .
محوری ترین موضوع سخنرانی آقای آغداشلو ٬ پیرامون موضوع تقابل سنت و هنر امروز و موضوع هویت ایرانی بود که با مثال های متعدد از جمله خصوصیات شعر نیما ٬ اعتقادات شخص هنرمند در رابطه با نوع هنر خود ٬ وضعیت مردم در جنگ جهانی و شروع هنر مدرن ٬ موقعیت شعر مهدی اخوان ثالث و شخصیت هدایت در جامعه ی آن روز و .... سعی در تفهیم موقعیت یک جامعه ی سنتی در رویارویی با هنر مدرن جهان داشتند که حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید .
در سخنرانی آقای آغداشلو ٬ موضوعی توجه مرا به خود جلب کرد و آن وجود یک صدای رسا و بلند و محکم بود که در آن اطمینان و آرامش موج می زد . شاید برای تک تک دانشجویانی که آن جا حضور داشتند این لحن کمتر از یک موسیقی دلنشین نبود .
دیدار یک شخصیت برجسته از نزدیک همیشه این احساس را ( حداقل به من ) القا کرده که موفق بودن ٬ هیچ گاه دور نیست .
در این جا ٬ جا دارد از تمام کسانی که شرایط این سخنرانی را فراهم کردند ( از طرف تمام دانشجویان کنسرواتوار تهران) تشکر کنم
.

Wednesday, June 14, 2006

شلوغی های میدان هفت تیر


روز دوشنبه 22 خرداد ٬ میدان هفت تیر شاهد تجمع صنف مدافع حقوق زنان بود . غافل از آنکه عصر آن روز در برخورد با نیروی انتظامی قرار خواهند گرفت
عده ای معتقدند که این تظاهرات بدون در اختیار داشتن مجوز بوده است و عده ای دیگر.....اعتقادی دیگر
هم اکنون 70 نفر بازداشت شده اند

اگر آن روز ٬ کمی بیشتر برای ناهار در رستوران مانده بودم ٬ به طور حتم در راه بازگشت این جماعت را از نزدیک می دیدم
افسوس

راستی به نظر شما اگر اقدامی برای دریافت مجوز انجام می گرفت ٬ مجوز می گرفتند؟

Tuesday, June 13, 2006

آفساید


دیشب ٬ آخر سر (با تشکر فراوان از پدرم) موفق شدم فیلم آفساید ساخته ی آقای جعفر پناهی رو ببینم!
فوتبال مرضی است که ویروسش ( شاید اگر بگویم ژنتیک بهتر باشد) تمام وجود ایرانیان را گرفته .....تب داد و قال راه انداختن و شلوغی های بعد از فوتبال در نسوخ استخوان ها و ماهیچه های ما ایرانی ها ریشه دوانده.......
و حالا ٬ در این بین ٬ آقای پناهی ٬ با ساختن یک فیلم نیمه مستند ٬ انگشت روی بزرگترین علامت سوال این پدیده گذاشته اند : حضور بانوان در استادیوم صد هزار پسری آزادی
!

آیدین آغداشلو


روز چهارشنبه 23 خرداد آقای آیدین آغداشلو هنرمند و گرافیست معاصر کشورمان در سالن اجتماعات کنسرواتوار تهران به سخنرانی می پردازند
ورود برای همه ی علاقه مندان آزاد است و لازم به ذکر است که جلسه ی سخنرانی از ساعت 5 شروع می شود

امید آنکه همگی بتوانیم از سخنان این هنرمند گرامی برخوردار شویم.

برای کسب اطلاع بیشتر با دفتر روابط عمومی کنسرواتوار تهران تماس حاصل فرمایید.

تهران-خیابان استاد نجات الهی-پایین تر از کلیسا-ساختمان 299
تلقن تماس: 88913010

http://www.TCM.ir

Monday, June 12, 2006


توی ایران نشد ببینه
ولی خب جوینده یابنده است حتی اگرتو کانادا باشه
She will be one of the best actress,believe me!
I miss u so much

Monday, June 05, 2006



Time stops in the fire light.....
U can do whatever u want,
U can say whatever u want,
U can be the one!

Friday, June 02, 2006

اگه یه چیزایی توی دنیا هست که واقعییت نداره...چرا ما دیوونه وار دنبال این هستیم که حقیقتش رو ثابتش کنیم؟