Friday, February 08, 2008

امان*دارا*احد*محمود*

یک سال گذشت که امان از پیش ما رفته ست .
مراسم سال امان به بهترین نحو انجام شد .
امان ....
همیشه به یادت خواهیم بود .

قرار من تو گرفتی و هم امان مرا
فلک چگونه ندادی امان ٬ امان مرا
اگرچه هست رضایم رضای خاطر دوست
به حیرتم که چرا دوست کرده قصد جان مرا
شکیب و صبر و تحمل نمی توانم کرد
که ظالمانه ستاندی توان و جان مرا
شکر به مزمزه چون شوکران شود بر من
که بغض حادثه مهری زده دهان مرا
به باور دل بی باورم نمی گنجد
که دیو برف گرفته است نوجوان مرا
خدای را مددی ٬ مرهمی و یا رحمی
که عمق فاجعه بشکسته استخوان مرا
به یاری دل غمدیده ام به پا خیزید
که حادثه خم کرده پشت ناتوان مرا
به فصل و موسم سرما کسی نچیند گل
چگونه برف نهان کرده مهربان مرا
هنوز مانده ز بهمن قریب ده روزی
که بهمنی رسید و سیه کرد دودمان مرا

روحتان شاد ... برای امان ٬ دارا ٬ احد و محمود

No comments: