.jpg)
Monday, March 17, 2008
Saturday, March 15, 2008
Friday, March 14, 2008
Thursday, March 13, 2008
سومم
بذار بباره .... فوقش خیس می شم دیگه.
فوقش منجلاب آب برمی گردم خونه .
فوقش ....
به جاش تو هم خیس شدی .
بخند .
Wednesday, March 12, 2008
Thursday, March 06, 2008
شانزده اسفند هشتاد و شش - ساعت بیست و یک و چهل و نه دقیقه
زمان خوشدلی تنگ است دریاب
شتاب عمر بین در عیش بشتاب
رها کن عقل را دیوانه میگرد
چو مستان بر در میخانه میگرد
بساط از خانه بیرون نه که وقت است
قدم بر طرف هامون نه که وقت است
غم هر هوده و ناهوده تا چند
حکایت گفتن بیهوده تا چند
برای ما
شتاب عمر بین در عیش بشتاب
رها کن عقل را دیوانه میگرد
چو مستان بر در میخانه میگرد
بساط از خانه بیرون نه که وقت است
قدم بر طرف هامون نه که وقت است
غم هر هوده و ناهوده تا چند
حکایت گفتن بیهوده تا چند
برای ما
Wednesday, February 27, 2008
Monday, February 25, 2008
دفتر پنجم
و تو ای سنگ تیره ی نرم ٬
ای طومار سیاق روشن خوانا ٬
ای ترانه ی ناپاک .
تو ، راه دیارت پیش گیر ...
تنهایم .
ای طومار سیاق روشن خوانا ٬
ای ترانه ی ناپاک .
تو ، راه دیارت پیش گیر ...
تنهایم .
Sunday, February 24, 2008
تعداد
به هم می رسیم 3 نفر میشیم . من و تو و خنده . از هم دور میشیم 4 نفر میشیم . تو و تنهایی ، من و خاطره ها
Saturday, February 23, 2008
غریبه و ماه
دو ماهِ پیش برای چند هفته به غریبه ای فکر کردم که از من گمنام تر بود .
غریب بود چون زبان مرا نمی فهمید . بدنش سر تا سر زخم بود .... حصارهای تیزی دورش پیچیده بود که امانش را بریده بود . زبانم را نمی فهمید . دستانش نیز حس نداشت . ساز که می زد بوی بی تجربگی می داد و کتاب هایش تنها نام بودند . صفحات خالی . حتی خودکارهایش هم رنگ نداشت .
روزها راه می رفت و شب ها می خوابید . از من پرسید : ساقی و ماه قهرند ؟
دریغا .... دریغا .
غریب بود چون زبان مرا نمی فهمید . بدنش سر تا سر زخم بود .... حصارهای تیزی دورش پیچیده بود که امانش را بریده بود . زبانم را نمی فهمید . دستانش نیز حس نداشت . ساز که می زد بوی بی تجربگی می داد و کتاب هایش تنها نام بودند . صفحات خالی . حتی خودکارهایش هم رنگ نداشت .
روزها راه می رفت و شب ها می خوابید . از من پرسید : ساقی و ماه قهرند ؟
دریغا .... دریغا .
Friday, February 22, 2008
Thursday, February 21, 2008
Wednesday, February 20, 2008
به درک نه؟
گناهِ که من گریه کردم دیشب ؟
دیشب برای تک تک روزها و شب های تابستونی که گذشت گریه کردم . ( تا الان براش گریه نکرده بودم . )
گریه گریه گریه . داشتم می ترکیدم از غصه . دلم تنگِ تابستون و بهار شده . دلم تنگه شب های کشدار و بی خوابی هاش شده . دلم تنگِ مسافرت های نرفته اس و اخم و تَخم های یکی دیگه . کم نوشتم ازاون روزا . حقشون خیلی بیشتر از این بود . عمداً ننوشتم . ما آدم ها هم ..... احسن الخالقین .
دلم برای تک تک اون روزا خیلی خیلی خیلی تنگ شده . دیروز و دیشب و پریروز و پریشب ویرم گرفته بود که برگردونم خودم به اون روزا . چاره اش هم یه تلفن بود . ترسیدم . از نوزده بهمن تو فکر بودم . بیست بهمن ویرجینیا رو با چند تا کتاب و یه سی دی رو گذاشتم رو میز کافه با کاغذ کادو . صاحب کافه ی مورد علاقه ام الان جزو دوستای خوبمه .... راه رفت و حرف زد . خفه هم نمی شد . پشت سر هم شعر می خوند و تفسیر می کرد . فلسفه بافی می کرد و گوز رو به شقیقه پیوند می داد . ار تئاتر فجر می گفت و شیر سرد می خورد . هی فکر کردم . هی ورق زدم اون دفترو . کادو کردمشون . روز بعدش ... نفرستادم . یکیُ می خواستم بگه بفرستش این لامصبُ دیگه .
کسی نبود . خودم به خودم گفتم . افاقه نکرد .
نفرستادم .
باید بگم به درک که نفرستادم ، نه ؟!
دیشب برای تک تک روزها و شب های تابستونی که گذشت گریه کردم . ( تا الان براش گریه نکرده بودم . )
گریه گریه گریه . داشتم می ترکیدم از غصه . دلم تنگِ تابستون و بهار شده . دلم تنگه شب های کشدار و بی خوابی هاش شده . دلم تنگِ مسافرت های نرفته اس و اخم و تَخم های یکی دیگه . کم نوشتم ازاون روزا . حقشون خیلی بیشتر از این بود . عمداً ننوشتم . ما آدم ها هم ..... احسن الخالقین .
دلم برای تک تک اون روزا خیلی خیلی خیلی تنگ شده . دیروز و دیشب و پریروز و پریشب ویرم گرفته بود که برگردونم خودم به اون روزا . چاره اش هم یه تلفن بود . ترسیدم . از نوزده بهمن تو فکر بودم . بیست بهمن ویرجینیا رو با چند تا کتاب و یه سی دی رو گذاشتم رو میز کافه با کاغذ کادو . صاحب کافه ی مورد علاقه ام الان جزو دوستای خوبمه .... راه رفت و حرف زد . خفه هم نمی شد . پشت سر هم شعر می خوند و تفسیر می کرد . فلسفه بافی می کرد و گوز رو به شقیقه پیوند می داد . ار تئاتر فجر می گفت و شیر سرد می خورد . هی فکر کردم . هی ورق زدم اون دفترو . کادو کردمشون . روز بعدش ... نفرستادم . یکیُ می خواستم بگه بفرستش این لامصبُ دیگه .
کسی نبود . خودم به خودم گفتم . افاقه نکرد .
نفرستادم .
باید بگم به درک که نفرستادم ، نه ؟!
crazy girls
I’ve been behind on the events of the past 7 days
I’ve been sleeping in my bed
And missing you like sometimes crazy girls do
I’ve been hanging like a child onto this photograph of us
It was taken on a bus across town the last time I saw you
And now this whole world is going ‘round
But it’s when you’re gone it really brings me down, down
Well I can’t get my self together
I’m soaking in the pain
It’s ridiculous how easy it is to go astray
When my focus ain’t right
Sometimes crazy’s all right
And now this whole world is going ‘round
But it’s when you’re gone it really brings me down, oh
Oh, will you wait till I get back home again
‘Cause I’m willing to give this another chance
Only you baby keep me up at night
Sometimes crazy’s all right
Well I never thought I’d say I was in love with you again
It’s funny how my life has come around to this
And I’m crazy for you I do like crazy girls do
And now this whole world is going ‘round
But it’s when you’re gone it really brings me down…
Oh, will you wait till I get back home again
‘Cause I’m willing to give this another chance
Only you baby keep me up at night
Sometimes crazy’s all right, crazy’s all right
Crazy girls
Artist : Bethany Joy Lenz
I’ve been sleeping in my bed
And missing you like sometimes crazy girls do
I’ve been hanging like a child onto this photograph of us
It was taken on a bus across town the last time I saw you
And now this whole world is going ‘round
But it’s when you’re gone it really brings me down, down
Well I can’t get my self together
I’m soaking in the pain
It’s ridiculous how easy it is to go astray
When my focus ain’t right
Sometimes crazy’s all right
And now this whole world is going ‘round
But it’s when you’re gone it really brings me down, oh
Oh, will you wait till I get back home again
‘Cause I’m willing to give this another chance
Only you baby keep me up at night
Sometimes crazy’s all right
Well I never thought I’d say I was in love with you again
It’s funny how my life has come around to this
And I’m crazy for you I do like crazy girls do
And now this whole world is going ‘round
But it’s when you’re gone it really brings me down…
Oh, will you wait till I get back home again
‘Cause I’m willing to give this another chance
Only you baby keep me up at night
Sometimes crazy’s all right, crazy’s all right
Crazy girls
Artist : Bethany Joy Lenz
Tuesday, February 19, 2008
Hooked On A Feeling
I can't stop this feeling
deep inside of me
boy, you just don't realize
what you do to me
Your lips are sweet as candy
The taste is on my mind
you just keep me thirsty
for another cup of wine
When you hold me
in your arms so tight
you let me know
everything's all right
I'm hooked on a feeling
I'm high on believing
that you're in love with me
I've got it bad for you darling
but I don't need a cure
I'll just stay addicted
And hope I can endure
All the good love
when we're all alone
keep it up boy
yeah, you turn me on
I'm hooked on a feeling
I'm high on believing
That you're in love with me
When you hold me in your arms so tight
you let me know
everything's all right
I'm hooked on a feeling
I'm high on believing
that you're in love with me
I said I'm hooked on a feeling......
Hooked On A Feeling Lyrics
Artist(Band):Vonda Shepard
deep inside of me
boy, you just don't realize
what you do to me
Your lips are sweet as candy
The taste is on my mind
you just keep me thirsty
for another cup of wine
When you hold me
in your arms so tight
you let me know
everything's all right
I'm hooked on a feeling
I'm high on believing
that you're in love with me
I've got it bad for you darling
but I don't need a cure
I'll just stay addicted
And hope I can endure
All the good love
when we're all alone
keep it up boy
yeah, you turn me on
I'm hooked on a feeling
I'm high on believing
That you're in love with me
When you hold me in your arms so tight
you let me know
everything's all right
I'm hooked on a feeling
I'm high on believing
that you're in love with me
I said I'm hooked on a feeling......
Hooked On A Feeling Lyrics
Artist(Band):Vonda Shepard
Saturday, February 16, 2008
Friday, February 15, 2008
valentine's day
این جور که می گن دیروز روز عشق و عشق بازی بود .
همه کیسه قرمزی بودن . همه قلبی و ماچ و بوسی بودن . بغل بازی در طبق اخلاص ممنوع اعلام شده بود . دیگه هرچی پیش اومده تو کنج کوچه پس کوچه های تاریک و باریک بوده ! هه هه هه هه .
ما ها قاطی این جماعت بر خوردیم . باشد که ما هم مقلّب شیم به قلوب الهی .
این روزا .... سوالی دارم که هر روز بی جواب تکرارش می کنم . گاهی که جوابشم پیدا می کنم هنوز سوال ِ رنگ سوال رو داره . سوالی که مربوط می شه به بیست و ششم یا بیست و پنجم چند ماه پیش .
جوابش رو می دونی بگو سریع بهم .
همه کیسه قرمزی بودن . همه قلبی و ماچ و بوسی بودن . بغل بازی در طبق اخلاص ممنوع اعلام شده بود . دیگه هرچی پیش اومده تو کنج کوچه پس کوچه های تاریک و باریک بوده ! هه هه هه هه .
ما ها قاطی این جماعت بر خوردیم . باشد که ما هم مقلّب شیم به قلوب الهی .
این روزا .... سوالی دارم که هر روز بی جواب تکرارش می کنم . گاهی که جوابشم پیدا می کنم هنوز سوال ِ رنگ سوال رو داره . سوالی که مربوط می شه به بیست و ششم یا بیست و پنجم چند ماه پیش .
جوابش رو می دونی بگو سریع بهم .
Thursday, February 14, 2008
نقش سازم
Tuesday, February 12, 2008
من بهمن رو این جوری می گذرونم
من با عناصر چهارگانه بستگی خاص دارم . باران که می بارد زیبا می شوم . از احساساتم با خاک و دریا می گویم . آتش حس فتنه و عشق های سرکشم را دامن می زند و مرا در خود می سوزاند و باد....باد مرا هر جا که بخواهم می برد و در آخر در آغوش هر چهار عنصر به خواب می روم .
همان بوی آشنا میامد . من اما غریبه ای بودم که دلش را در باران گذاشته بود .
شاید کسی دل مرا در باران برده بود .
و من دلتنگم .
شر و ور های گفته شده از طرف شما رو با فرمول های انتگرال حلاجی می کنم . چاره ای نیست . خط کش به دست٬ پاهایم را فلک کرده و فحاشی می کنم .
این جوری بهمن رو می گذرونم . موهایی که قبلا چتری های فرفری و کوتاه و کج و معوج بود الان تبدیل به رشته موهای صاف و اتو کشیده ای شده که دل زنان عشایر بختیاری را می سوزاند .
این گونه بهمن را می گذرانم .
من که از عشق و نفرت می گفتم و منبر نشین والا مقامی بودم حالا جونور شاخ دار در نوشابه ی سیاهم در کافه ی مورد علاقه ام یافت می شود و آقاهه اصرار دارد که مالِ نوشابه اس .
من که میدانم مال لیوان بود مرتیکه ی بی شرف.
این گونه بهمن را می گذرانم .
دیشب اما جور دیگری بهمن را گذراندم .
احساساتی شدم و در خیالم دست بر صورتش گذاشتم و چپ و چوپ ماچش کردم . ماچای آبدار .
مال این بود که بارون میومد . من خر هم فکر کردم باهار اومده . دریغ و درد که این مغز پهن گرفته
رو هیچ احد الناسی نمی تونه بیارتش سر جاش .
دروغ چرا ؟! تا قبر آآآآ ...من احساساتی شدم .
بهمن رو این جوری می گذرونم ! فعلا از عرق و سیگار و ملا و مختار نمی نویسم . باشه واسه روز مبادا !
بارون که میومد من هم همه چیز رو زدم به هم .
کوفت و کدو و کیف و کتاب و کلاه و کره خر همسایه و کلید در پشتیه . همه چیزُ .
فردا که میای بیا و دستت رو بذار رو صورتم . بهت می گم چرا.
من بهمن رو این جوری می گذرونم .
پس مونده ی نوشته ی ال : این نوشته واسه چند روز پیشِ ها.
همان بوی آشنا میامد . من اما غریبه ای بودم که دلش را در باران گذاشته بود .
شاید کسی دل مرا در باران برده بود .
و من دلتنگم .
شر و ور های گفته شده از طرف شما رو با فرمول های انتگرال حلاجی می کنم . چاره ای نیست . خط کش به دست٬ پاهایم را فلک کرده و فحاشی می کنم .
این جوری بهمن رو می گذرونم . موهایی که قبلا چتری های فرفری و کوتاه و کج و معوج بود الان تبدیل به رشته موهای صاف و اتو کشیده ای شده که دل زنان عشایر بختیاری را می سوزاند .
این گونه بهمن را می گذرانم .
من که از عشق و نفرت می گفتم و منبر نشین والا مقامی بودم حالا جونور شاخ دار در نوشابه ی سیاهم در کافه ی مورد علاقه ام یافت می شود و آقاهه اصرار دارد که مالِ نوشابه اس .
من که میدانم مال لیوان بود مرتیکه ی بی شرف.
این گونه بهمن را می گذرانم .
دیشب اما جور دیگری بهمن را گذراندم .
احساساتی شدم و در خیالم دست بر صورتش گذاشتم و چپ و چوپ ماچش کردم . ماچای آبدار .
مال این بود که بارون میومد . من خر هم فکر کردم باهار اومده . دریغ و درد که این مغز پهن گرفته
رو هیچ احد الناسی نمی تونه بیارتش سر جاش .
دروغ چرا ؟! تا قبر آآآآ ...من احساساتی شدم .
بهمن رو این جوری می گذرونم ! فعلا از عرق و سیگار و ملا و مختار نمی نویسم . باشه واسه روز مبادا !
بارون که میومد من هم همه چیز رو زدم به هم .
کوفت و کدو و کیف و کتاب و کلاه و کره خر همسایه و کلید در پشتیه . همه چیزُ .
فردا که میای بیا و دستت رو بذار رو صورتم . بهت می گم چرا.
من بهمن رو این جوری می گذرونم .
پس مونده ی نوشته ی ال : این نوشته واسه چند روز پیشِ ها.
Subscribe to:
Posts (Atom)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)
