انگار ناباورم.
نمیدونم باید چیزهایی که دور و برم اتفاق میافته و حرفهایی
که زده میشه رو باور کنم یا نه. از طرفی احساس میکنم که باید اعتماد کنم. مگر
اینکه غیرش ثابت شه، اما از طرفی هم با خودم میگم نکنه که چارچنگولی، زمانی با
حقیقت ماجرا روبرو شم که مهر "سادگی" بر پیشونیام خورده باشه.
نمیدونم باید باور کنم یا نه.
میترسم.
ناباورم.
نرسیده به شب ِ یلدا.
نرسیده به شب ِ یلدا.
No comments:
Post a Comment