با چشمانی خمار ِ خواب
خیره می نگرم
به خواب آلود تو .
نفس هایت گرم و
سینه ات آرام است .
دلهره امانم را بریده .
سیگاری آتش می زنم .
زمزمه می کنم .
نفس هایت گر گرفته
بوسه هایم آتشت زده اند
کاوشی مطمئن ، با دلهره ای حریصانه .
آزادی از امنیتم بدزدی
آنچه می خواهی .
چون شب است و
آتش به راه است .
خیره می نگرم
به خواب آلود تو .
نفس هایت گرم و
سینه ات آرام است .
دلهره امانم را بریده .
سیگاری آتش می زنم .
زمزمه می کنم .
نفس هایت گر گرفته
بوسه هایم آتشت زده اند
کاوشی مطمئن ، با دلهره ای حریصانه .
آزادی از امنیتم بدزدی
آنچه می خواهی .
چون شب است و
آتش به راه است .
No comments:
Post a Comment