گویند خدا موزیک باز است . گویند خدا دنیا را با ضربات ِ قدم هایش ٬ هنگامی که از شوق و هیجان می خندیده ٬ آفریده ست . گویند خدا بچه ای بازیگوش است .
خدا می گوید که من – اِل – شکسته ام . از ریتم شکستنم آسمان می غرّد و من ساکن بارانم .
م . آزاد می گوید : شک های شبانه زیباترین ِ شک هاست .
دلم آشوب است . این درد ِ وهمناک ِ جمجمه ام امانم را بریده . این لحظه ی درد ٬ در سرم ٬ از دوری رقص ِ چشمانت بر گردن ِ لاغرم است . چشمم باز می شود . آهان ٬ فهمیدم این دل آشوبه از کجا آب می خورد . از دل تنگی . دل تنگی ای که به بیست و چاهار ساعت هم نمی کشد . یه قهوه ی غلیظ درست می کنم و موبایلم رو نگاه می کنم . همه خوابن . تا قهوه کمی سرد بشود ٬ کمی دور ِ خودم می چرخم و بشکن می زنم و قِر می دهم . بعد روی سنگ های سرد کف ِ سالن می شینم . گور ِ پدر ِ خدا که موزیک باز است . من ٬ خودم خدای موزیک بازیم . در کنار ِ این دل آشوبه صبوری باید . تازَشَم من که تنها نیستم که بترسم . اصلا ترس کجا بود . من ٬ فقط دلم تنگ شده نصفه شبی . لَچکم ُ می بندم به سرم . دماغم ُ می کشم بالا و نوشابه با یخ های گنده گنده می خورم تا تلخی ِ گلوم رو بشورد و پایین ببرد . نوشابه به دست به حیاط می روم .
توی حیاط صداهایی می آید . گوشم را تیز می کنم. صدای کریه زنی می آید که بی نزاکت می خندد و سایه ی شکم مرد را می بینم که .... نکند من شاهد عشق بازی ِ همسایه ی بی حیایمان باشم ؟ اون آقاهه که شلوار ِ گشاد می پوشد و آروغ های بد بو می زند . به ملا گفته ام که مرتیکه بی پدر و مادر است ٬ به من چشمک می زند . ملا هم خندید و با کتابش به اتاق رفت . ملا همیشه حوصله ی کتاب دارد ٬ من اما حوصله ی کتابم رو الان ندارم - دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد – بگذار دکتر نون با زنش آنگونه که دوست دارد رفاقت کند . مصدق با من . من تفنگی دارم که بدجنس ها رو باهاش تیکه پاره می کنم . از صدای آقای آروغی دل آشوبه ام بیشتر می شود . صدای زنش دیگر نمی آید . زنش خفه شده شاید .
پرده ای دیگر :
تا به حال این قدر دقیق سوراخ ِ خلا فرنگی را نگاه نکرده بودم . دقت می کنم که معده ام در پیچ ِ خلا گیر نکرده باشد . با یاد نظریه ی زیبایی شناسی ِ آرتور دانتو ٬ خودم را کشان کشان روی مبل می اندازم .
دل ِ تنگ هم با من می خوابد .
هفته ی پیش ٬ یکشنبه باران بارید . این هفته هم که ببارد ٬ دل آشوبه ی من هم خوب می شود .
لحظه هایی هست که ای کاش همیشه تکرار شوند . روز هایی هست که همیشه باقی می مانند . موسیقی هایی هست که من همیشه گوش می دهم . شب هایی هست که ای کاش تمام نشوند . رویایی هست که من چند هفته یک بار دچارشم .
اردیبهشت آمده .
خدا می گوید که من – اِل – شکسته ام . از ریتم شکستنم آسمان می غرّد و من ساکن بارانم .
م . آزاد می گوید : شک های شبانه زیباترین ِ شک هاست .
دلم آشوب است . این درد ِ وهمناک ِ جمجمه ام امانم را بریده . این لحظه ی درد ٬ در سرم ٬ از دوری رقص ِ چشمانت بر گردن ِ لاغرم است . چشمم باز می شود . آهان ٬ فهمیدم این دل آشوبه از کجا آب می خورد . از دل تنگی . دل تنگی ای که به بیست و چاهار ساعت هم نمی کشد . یه قهوه ی غلیظ درست می کنم و موبایلم رو نگاه می کنم . همه خوابن . تا قهوه کمی سرد بشود ٬ کمی دور ِ خودم می چرخم و بشکن می زنم و قِر می دهم . بعد روی سنگ های سرد کف ِ سالن می شینم . گور ِ پدر ِ خدا که موزیک باز است . من ٬ خودم خدای موزیک بازیم . در کنار ِ این دل آشوبه صبوری باید . تازَشَم من که تنها نیستم که بترسم . اصلا ترس کجا بود . من ٬ فقط دلم تنگ شده نصفه شبی . لَچکم ُ می بندم به سرم . دماغم ُ می کشم بالا و نوشابه با یخ های گنده گنده می خورم تا تلخی ِ گلوم رو بشورد و پایین ببرد . نوشابه به دست به حیاط می روم .
توی حیاط صداهایی می آید . گوشم را تیز می کنم. صدای کریه زنی می آید که بی نزاکت می خندد و سایه ی شکم مرد را می بینم که .... نکند من شاهد عشق بازی ِ همسایه ی بی حیایمان باشم ؟ اون آقاهه که شلوار ِ گشاد می پوشد و آروغ های بد بو می زند . به ملا گفته ام که مرتیکه بی پدر و مادر است ٬ به من چشمک می زند . ملا هم خندید و با کتابش به اتاق رفت . ملا همیشه حوصله ی کتاب دارد ٬ من اما حوصله ی کتابم رو الان ندارم - دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد – بگذار دکتر نون با زنش آنگونه که دوست دارد رفاقت کند . مصدق با من . من تفنگی دارم که بدجنس ها رو باهاش تیکه پاره می کنم . از صدای آقای آروغی دل آشوبه ام بیشتر می شود . صدای زنش دیگر نمی آید . زنش خفه شده شاید .
پرده ای دیگر :
تا به حال این قدر دقیق سوراخ ِ خلا فرنگی را نگاه نکرده بودم . دقت می کنم که معده ام در پیچ ِ خلا گیر نکرده باشد . با یاد نظریه ی زیبایی شناسی ِ آرتور دانتو ٬ خودم را کشان کشان روی مبل می اندازم .
دل ِ تنگ هم با من می خوابد .
هفته ی پیش ٬ یکشنبه باران بارید . این هفته هم که ببارد ٬ دل آشوبه ی من هم خوب می شود .
لحظه هایی هست که ای کاش همیشه تکرار شوند . روز هایی هست که همیشه باقی می مانند . موسیقی هایی هست که من همیشه گوش می دهم . شب هایی هست که ای کاش تمام نشوند . رویایی هست که من چند هفته یک بار دچارشم .
اردیبهشت آمده .
No comments:
Post a Comment