Wednesday, February 22, 2006

آسان شاد است .
آدمهای شاد رنگی ان. این آدم ها رنگ ها رو متفاوت می بینن!

اگر از آسان بپرسی که سبز چه رنگیه ؟ می خنده و می گه : رنگ شادیه ٬ رنگ جنگل های شمال و.... آهان! رنگ جورابایی که الان پامه! پاچه ی شلوارش رو می زنه بالا و یه نگاه پایین می ندازه و می گه : چقدر هم جواده این جورابام!!!!

نفر بعدی خانم چروکیان هست . ( معلم سوم دبیرستان آسان ٬ که صورتش پر چین و چروک بود . گاهی آسان نمی فهمید که کجا چش ه و کجا دهنش؟! فکر می کرد شاید لقمه ی کتلتی که همیشه همراهش بود رو ممکنه اشتباهی بذاره تو چشش! بچه ها می گفتن که وقتی خانوم چروکیان جوون بوده ٬ توی یه گردباد اطراف رودبار و منجیل گیر می کنه و باد پوستش رو جمع کرده به سمت پایین. آخه بیچاره پیشونیش صاف و صوف بود ولی همینطور که به سمت پایین می یومدی چروک ها بیشتر می شد. گاهی اخلاق چرک من باعث می شد فکر کنم پایین تر از گردنش چه شکلیه و یا پایین تر......)
- خانم چروکیان ٬ به نظرتون سبز چه رنگیه؟
کمی نگاه می کنه. قیافه اش رو سه در چهار می کنه . اخم می کنه . بعد می گه : سبز ؟؟
- بله . سبز .
کمی صدایش رو بالا می بره و به تمسخر می گه : از من داری می پرسی سبز چه رنگیه ؟
- بله خانوم . سبز ....
دیگه شروع می کنه داد زدن....
- مرتیکه ی عوضی خجالت نمی کشی؟ ننه بابات بهت یاد ندادن رنگها رو؟ تو اون قبرستون دره ای که بودی مهد کودک نرفتی؟ منو مسخره می کنی؟ الاغ؟ آشغال؟ کثافت ؟ چلغوز ؟نمی دونی چه رنگیه ؟ الان بهت می گم........
خانوم چروکیان داد می زنه. می ترسم چروکهاش مثل زمین های قیلیپین رانش پیدا کنه.....
ادامه می ده :
- سبز همون رنگیه که وقتی یه گوساله بودی و هنوز این جوری گاو نشده بودی ٬ پوشکت اون رنگی می شد!!! سبز رنگیه که وقتی 15 سالت شد ٬ بابات گفت : پشت لبت سبز شده !!!! نفهمیدی هنوز؟؟ سبز همون رنگیه که اگه الان انگشت سبابه ات رو بکنی تو اون سوراخ دماغ کوفتی ات و با دقت تموم بچرخونی ٬ تازه اگه شانس داشته باشی و مشترک گرامی در دسترس باشه ٬ می کشی اش بیرون .

خانم چروکیان به نفس نفس می افته . بدون هیچ حرفی از من دور می شه ولی تا 100 متری صداش رو می شنوم که بلند بلند حرف می زنه : مملکت رو همینا به گه کشیدن ! همینان که تهاجم فرهنگی میارن تو این خراب شده و ........( در اینجا به پیوند نا گسستنی گوز و شقیقه پی می بریم) عوضی! دیوونه! چقدر پام درد می کنه. قلبم داره میاد تو دهنم. قرصام کو؟ ای وای....

بقیه اش رو خودتون می دونین.
فقط تفاوت رو ببینین ! اون آسان تو دو خط حرفشو زد و الان هم اینجا وایستاده داره می خنده به این دری وری های من.
اون وقت این یکی تا روز 3 اسفند سال آینده هنوز داره می گه : روانی! خل ! منو مسخره می کردآ.....حقش بود بهش می گفتم......


No comments: