Friday, April 02, 2010

محبتی که نتواند ابراز نشدن، در دل می‌ماند


جایی خواندم :‌«‌چیزها خوبی‌اشان این است‌، که نزدیک جایی که گم شده‌اند پیداشان می‌شود‌. آدم‌ها نه‌، آدم‌ها را آن‌جا که گم کرده‌ای پیدا نمی‌کنی‌.‌»

من هم کسی را گم کرده‌ام . حتی خاطرم نیست که روز بود یا شب‌، هنگامی که دستش را از دستم بیرون کشید‌ و نگاهش را از من برگرفت‌. نمی‌دانم کجا باید دنبالش بگردم‌. مشکل این‌جاست که می‌دانم نمی‌خواهد پیدا شود‌.

نباید گم‌اش می‌کردم‌. گمانم بر این است که کسی او را پیدا کرده‌. اگر قدرش را نداند چه؟

روزها دعا می‌کنم که دوباره گم شود‌ تا من پیدایش کنم ولی آنقدر فراموشکار شده‌ام که باز شب‌ها در هما‌ن‌ جای قدیمی دنبالش می‌گردم‌. همان‌ جا که گم‌اش کرده‌ام‌.

No comments: