دیواری را برداشتم
میآیی و مرد دیگرم میرود
مکرر میشوی:«تدبیر میآید و تو زیبای جاودانه میشوی.»
زیبای مکرر؟
زمزمهای از نفسی داغ،
سوزان
چون شعلهای که – نمیدانم چرا؟ اما- سبز میسوزد.
ای که بی تو من خراب
ای که بی تو من
ای که
من بی تو شکستهام حتی در این آتش داغ و سبز
No comments:
Post a Comment