تقدیم به الینای عزیزم و جمع دوستان خوبش(خودت می دونی بهشون نشونش بدی یا نه)
"این غریبه های خوب..."
به غریبه ها پناه می برم غریبه ها نمی پرسند از چه این گونه ام،
چون روز عادیم را ندیده اند آن گونه که هستم، قبولم دارند!
به غریبه ها پناه می برم در میان شان احساس خوبی دارم،
چون نه سراغ کسی و نه چیزی را از من می گیرند آن گونه که هستم،تنها، قبولم دارند !
غریبه ها،آن قدر آشنا نیستند که ناراحتم کنند آن قدر نزدیک نیستند که ازشان توقعی برود آن قدر نمی بینمشان که چیزی به دل بگیرم آن قدر نمی بینندم که چیزی از درون واقعیشان را به نمایش بگذارند آن قدر نمی شاسندم که بدانند با چه تلنگری می شکنم
آن قدر فرصت ندارم که امتحانشان کنم
غریبه ها نمی دانند حضور عادیشان دور هم، جشن منی است ،
که دارم با آخرین سرعتی که می توان ، از آن چه آشنایان می توانند به سرم آورند
، می گریزم!
به غریبه ها پناه می برم در میانشان دلم نمی گیرد،
چون از غم هایشان خبریم نیست دل غریبه ها هم نمی گیرد،چون هم صدایشان می خندم!
و این غریبه ها،چه خوب که مهربانند
*************************
bebin ino emruz neveshtam,bedune inke motevajeh basham mishe chasbundesh be shomaha,vali vaghti tamum shod,didam wow!vase shomahas,va kollan kari bedune inke motevajeh basham anjam dadam in bude! miduni dafe aval nabud ke ba ye ede gharibe shna mishodam,vali musighi kari ba man mikone ke faghat sher mikone,faghat dar 2 halat hich chiz az khoda nemikham,vaghti harfaye delamo mizanam hala ya ba sher ya har jure digei,va vaghti musighi ke azash lezzat mibaram jai hast!kholase ke kollan man ye haftei hast mesle lokomotive daram minevisam az hame chio hame kas,dige inja param gereft be shomaha!:* chakerim
"این غریبه های خوب..."
به غریبه ها پناه می برم غریبه ها نمی پرسند از چه این گونه ام،
چون روز عادیم را ندیده اند آن گونه که هستم، قبولم دارند!
به غریبه ها پناه می برم در میان شان احساس خوبی دارم،
چون نه سراغ کسی و نه چیزی را از من می گیرند آن گونه که هستم،تنها، قبولم دارند !
غریبه ها،آن قدر آشنا نیستند که ناراحتم کنند آن قدر نزدیک نیستند که ازشان توقعی برود آن قدر نمی بینمشان که چیزی به دل بگیرم آن قدر نمی بینندم که چیزی از درون واقعیشان را به نمایش بگذارند آن قدر نمی شاسندم که بدانند با چه تلنگری می شکنم
آن قدر فرصت ندارم که امتحانشان کنم
غریبه ها نمی دانند حضور عادیشان دور هم، جشن منی است ،
که دارم با آخرین سرعتی که می توان ، از آن چه آشنایان می توانند به سرم آورند
، می گریزم!
به غریبه ها پناه می برم در میانشان دلم نمی گیرد،
چون از غم هایشان خبریم نیست دل غریبه ها هم نمی گیرد،چون هم صدایشان می خندم!
و این غریبه ها،چه خوب که مهربانند
*************************
bebin ino emruz neveshtam,bedune inke motevajeh basham mishe chasbundesh be shomaha,vali vaghti tamum shod,didam wow!vase shomahas,va kollan kari bedune inke motevajeh basham anjam dadam in bude! miduni dafe aval nabud ke ba ye ede gharibe shna mishodam,vali musighi kari ba man mikone ke faghat sher mikone,faghat dar 2 halat hich chiz az khoda nemikham,vaghti harfaye delamo mizanam hala ya ba sher ya har jure digei,va vaghti musighi ke azash lezzat mibaram jai hast!kholase ke kollan man ye haftei hast mesle lokomotive daram minevisam az hame chio hame kas,dige inja param gereft be shomaha!:* chakerim
1 comment:
حرفت را می فهمم اما گاهی هم آدم نیاز به یه دوست داره تا با اون در مورد دغدغه ها ، رنج ها و لذت هایی که می بریم با هم صحبت کنند/
دوست من موفق باشی
Post a Comment