Wednesday, March 09, 2011

آی آدم ها که بر ساحل....

امروز یه آقاهه تو مترو ، تمام مدت کنار دستم با صدای گرفته و خیلی خوبی اشعار نیما یوشیج زمزمه می کرد

Tuesday, March 08, 2011

لاف تنهایی

دیگر جا نیست
قلبت پر از اندوه است
می ترسی-به تو بگویم- تو از زندگی می ترسی
از مرگ بیش از زندگی
از عشق بیش از هر دو
به تاریکی نگاه می کنی
از وحشت می لرزی
و مرا در کنار خود از یاد می بری

Monday, March 07, 2011

بیا دستم بگیر ساقی

من دیگه دست نمی دم
با اون که دشمن ِ منه
با اون که خواهان ستیز
با اون که خواهان ِ غمه
من دیگه گریه کنون
به محفل درد نمی رم
توی تابستون عشق
حیفه که ماتم بگیرم

Saturday, February 26, 2011

گیس

summer 2010

Friday, February 18, 2011

Already Gone

بهم گفت : همیشه کم میارمت

Friday, February 11, 2011

دو تا چشم

به من گفت عزیزم
به خودم گفتم: عزیزش شدی

Tuesday, February 08, 2011

شب چاهارم

من خراب دل خویشم
نه خراب دل دیگه

Monday, January 31, 2011

مقیاس

به تو نزدیکتر
آسمان آبی تر

Saturday, January 29, 2011

درخت زیبای من

یه درخت تنومندی بود توی دلبران. بچه که بودم که هیچ. الانم دستم رو اگر هم بخوام نمی‌تونم دورش حلقه کنم. از هر طرف، نیم متر که ازش دورتر می‌رفتی ریشه‌هاش رو می دیدی که از کف زمین زده بیرون. نمی‌دونم درخت چی بود. رنگ تنه‌اش روشن بود. سایه‌اش اونقدر زیاد بود که همیشه اگر هممونم دور هم جمع می‌شدیم باز جا بود که اونور تر یه چند نفر دراز بکشن. نزدیک خونه ییلاقی بابابزرگم بود.

من زیر اون درخت می‌شستم و اونقدر به بالا خیره می‌شدم که اشک از چشمام میومد. تشعشعات تیز نور خورشید از لای برگای درخت یه راست می‌رفت تو چشمم. زیر این درخت خاطره‌ها بود خلاصه. شده بود «‌درخت زیبای من». شده بودم «‌بارون درخت نشین»!

روزی که پدربزرگم مرد، من اونجا بودم. پیشش. تو ماشین. زیر درخت زیبای من! من رو سوار کرده بود و اطراف اون درخت دور می‌زد و اجازه داده بود من سرم رو از پنجره ماشینش بکنم بیرون. باد می‌خورد به سورتم و نفسم رو بند میاورد. بابابزرگم هم داشت همونطوری که رانندگی می‌کرد، کف پای من رو قلقلک می‌داد. من هم از ته دل می‌خندیدم. سرم رو کردم توی ماشین و به بابابزرگم گفتم که از اون آبنبات ترشا بده بهم. بابابزرگم خم شد که از توی اون قوطی حلبی پر از آبنبات که عزیزترین قوطی زندگی من بود، بهم آبنبات بده. یهو دستش از روی فرمون افتاد. اون یکی دستش قوطی حلبی پر از آبنبات رو ول کرد. آبنباتا ریخ کف ماشین. یه دونه‌اش افتاد رو دامن گل‌ریز من. قلبش رو فشار داد و سرش افتاد روی شونه‌اش. ماشین خلاص رفت سمت درخت و من و بابابزرگم با ماشین و قوطی حلبی آبنبات‌ها خوردیم به درخت. خیلی ٱروم. درخت زیبای من حتی تکون هم نخورد.

بابابزرگم مرد. من دیگه حتی یه دونه آبنبات ترش هم نمی‌خواستم. من بابابزرگم رو به اندازه یه لحظه خوش آبنبات از دست داده بودم. من یه لحظه سرم رو برگردونده بودم و دستم رو دراز کرده بودم و اون مرده بود. هنوز جای دستش رو روی پوست کف پام حس می‌کردم و اون مرده‌ بود.

تا مدت‌ها وقتی می‌رفتم دلبران و سرم رو تکیه می‌دادم به درخت و صدای بابابزرگم و خنده‌هاش رو از توی تنه درخت می‌شنیدم. آره. بابابزرگم ریشه‌هاش توی زمینه و من می‌تونم تا می‌خوام بغلش کنم و به صداش گوش بدم.

Saturday, January 22, 2011

yup

چیزی که منتظرش بودم
پیش اومد
وای که چه شادم

Saturday, January 15, 2011

بنی آدم اعضای یکریگرند

عجیبه

چشماشو می بینم

اما

پاهام سست می شه

Friday, January 14, 2011

تیک

من ،من

تو، تو

کشیدم

کی رو؟

تو رو.

Wednesday, January 12, 2011

یدم

این دست، دستگیره نیست

که هر که از راه رسید

بگیردش

Tuesday, January 11, 2011

آره آقا جان

خیالت رو راحت کنم

آخرِ قصّه من نزدیکه

Wednesday, January 05, 2011

اندی وارهول

نشستم خونه دارم فیلم می بینم
بعد از نُه ساعت کار
The Factory Girl

Tuesday, January 04, 2011

Frida Kahlo

Non-Believer

She belongs somewhere else, away from my side
so run with what you've got, and chase with what you need
I believe the faithful fell, didn't know their way back
we're so far away from home, but brother you're not alone
and I promise to climb back up here to you
waiting for this message coming through

is it mine? is it mine?
as she pulls inside
is it mine? is it mine?
how the lights go white

do you take the non-believers?
cause I'm a non-believer.

she belongs somewhere else, where pain isn't hope
and lives get every chance, not part of every plan
Find More lyrics at www.sweetslyrics.com
i believe the faithful fell, didn't know their way back
so far away from home, but brother we're not alone

is it mine? is it mine?
as she pulls inside
is it mine? is it mine?
how the lights go white

do you take the non-believers?
cause I'm a non-believer.
do you take the non-believers?
cause I'm a non-believer.

HEY!
do you take the non-believers?
cause I'm a non-believer.
do you take the non-believers?
cause I'm a non-believer.
You're not the only one
do you take the non-believers?
cause I'm a non-believer.

Non-Believer by La Rocca

Sunday, January 02, 2011

بوکا

کمرم دهن وا کرد