ما در یکی از سیاهترین دوران ایران زندگی میکنیم.
افسردگی، بیانگیزگی، فقر و بیسوادی در جای جای زندگی هر کداممان موج میزند.
امروز داشتم فکر میکردم که تمام عمرم درس خواندم، کار کردم. لحظهای را به بیکاری نگذراندم. اما خروجیای که داشتم، با یک دختر سنتی که تمام عمر در خانه نشسته است، فرق آنچنانی ندارد. یعنی اگر بگوییم که من تجربه و فکر باز دارم.... اینگونه که بویش میآید، این چیزها در این روزها خیلی به درد نمیخورد.
کسی نمیپرسد چه میدانی و چه نمیدانی؟ احتیاجی نیست چیزی بدانی اصلا. کشور در نهایت بیسوادی چرخش میچرخد. بدانی و ندانی فرقی نمیکند. ما نسلی هستیم که فقط غیرت آن را داشتیم که کار کنیم و کتاب بخوانیم. با تمام کارهای داوطلبانهای که از آن دوزار هم بیرون نمیآمد شاد باشیم و در نهایت هم با کتک ما را از خاکمان بیرون راندند. اینک کارمان به جایی رسیده که در خاک خود احساس غریبگی میکنیم. تنها دلخوشیمان زبان مشترکمان است. تنها دلیلی که ما را نگه داشته این است که :« اگر دلمان بگیرد، تا سر کوچه برویم، کسی هست که دو کلام حرفمان را بفهمد.»
امروز داشتم فکر میکردم که تمام عمرم درس خواندم، کار کردم. لحظهای را به بیکاری نگذراندم. اما خروجیای که داشتم، با یک دختر سنتی که تمام عمر در خانه نشسته است، فرق آنچنانی ندارد. یعنی اگر بگوییم که من تجربه و فکر باز دارم.... اینگونه که بویش میآید، این چیزها در این روزها خیلی به درد نمیخورد.
کسی نمیپرسد چه میدانی و چه نمیدانی؟ احتیاجی نیست چیزی بدانی اصلا. کشور در نهایت بیسوادی چرخش میچرخد. بدانی و ندانی فرقی نمیکند. ما نسلی هستیم که فقط غیرت آن را داشتیم که کار کنیم و کتاب بخوانیم. با تمام کارهای داوطلبانهای که از آن دوزار هم بیرون نمیآمد شاد باشیم و در نهایت هم با کتک ما را از خاکمان بیرون راندند. اینک کارمان به جایی رسیده که در خاک خود احساس غریبگی میکنیم. تنها دلخوشیمان زبان مشترکمان است. تنها دلیلی که ما را نگه داشته این است که :« اگر دلمان بگیرد، تا سر کوچه برویم، کسی هست که دو کلام حرفمان را بفهمد.»
لعنت به روزهای سیاهی که همان غیرت را در ما میکشد.
No comments:
Post a Comment