.jpg)
همیشه می دانسته ام آن سوی در کیست .
در را که باز می کنم
همیشه چشمان تو مرا می پاید .
دستانت گودی کمرم را می خواند .
بهار آمده .
من شکوفه ها و آن کاسه ی آب
که تصویرت درونش پابر جاست
را
می خواهم .
در گوشت همان نت های معروف را
زمزمه می کنم .
دستانت چشمانم را می بندد .
من سراسر آینه ام .
در را که باز می کنم
همیشه چشمان تو مرا می پاید .
دستانت گودی کمرم را می خواند .
بهار آمده .
من شکوفه ها و آن کاسه ی آب
که تصویرت درونش پابر جاست
را
می خواهم .
در گوشت همان نت های معروف را
زمزمه می کنم .
دستانت چشمانم را می بندد .
من سراسر آینه ام .
No comments:
Post a Comment