رمه ام گم شده است ،
شب سرد بیابان گویا ، رمه ام را دزدید ...
رمه ام ،
آن همه شعری که برایت گفتم ، ناگهان
گم شد و رفت... حرف مردم شد و رفت .
چه کسی گفت ، خداوند شبان همه است و برادر ها را
تا ته دره ی سبز رهنمون خواهد بود ... ؟
من شبان رمه ی خود بودم و کسی آن بالا ،
خود شبان من معصوم نبود ...
غفلت من ، رمه را از کف داد ،
غفلت او شاید ،
هم از این دست مرا ،
هم از این دست تو را ،
رمه را....
شب سرد بیابان گویا ، رمه ام را دزدید ...
رمه ام ،
آن همه شعری که برایت گفتم ، ناگهان
گم شد و رفت... حرف مردم شد و رفت .
چه کسی گفت ، خداوند شبان همه است و برادر ها را
تا ته دره ی سبز رهنمون خواهد بود ... ؟
من شبان رمه ی خود بودم و کسی آن بالا ،
خود شبان من معصوم نبود ...
غفلت من ، رمه را از کف داد ،
غفلت او شاید ،
هم از این دست مرا ،
هم از این دست تو را ،
رمه را....
No comments:
Post a Comment