Saturday, March 03, 2007

سه مارس

یکشنبه ی هفته ی پیش کلاسم رو نرفتم . یعنی رفتم ولی توی کلاس نرفتم . به جاش رفتم کافه . ترسو شدم .
از یکشنبه ی هفته ی پیش من توی خونه یه حرکت دورانی داشتم . خدا رو چه دیدی ؟ شاید این یه نوع سماع در دنیای مدرن باشه .... مگه من نبودم که گفتم می مونم خونه ؟ مگه من نبودم که خواستم دوباره وجودم رو ثابت کنم ؟ هان؟ یادم نمی آد !! چقدر زود دوباره یکشنبه شد . چه زود عید داره می شه . چه زود بچه ها به دنیا می آن ! (بچه ی من سه سالی تو شیکمم بود ! ) . گذشت زمان رو از روی حباب های توی لیوان آب کنار تختم می فهمم .. کی حوصله داره ساعت رو نگاه کنه !؟ کجاست سهراب که بگه الینا سیمای سازت قدیمی شدن ٬ باید عوضشون کنی ؟ مختار کجاست که براش حرف بزنم و با هم گل های حیاط اش رو آب بدیم ؟
لیلا هم رفت و من باید تا تابستون منتظر ش باشم .
فردا دوباره یکشنبه اس .

No comments: