Tuesday, August 15, 2006

برگشتم


در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

گاه گاه چقدر دلم می گرفت از روایت بلند لحظه های خاکستری
و تو یکروز با موسیقی ساده ی انگشتانت برای من سرود زندگی خواندی و
من آموختم که تنها راه گریز از تمام کابوس های شبانه ام صدای پر سکوت حرف های توست

5 comments:

Anonymous said...

Aghaaa baayad betterkooonim:D

mage cheghad javoonim!

what ever Happens We Gotta Rock The World!

I Stand Tall In The Flames Stand Tall Till It Fades!!!

haha:D

Sheytooooni kon rifigh!

Anonymous said...

تو را من چشم در راهم

حرفات به دلم نشست

مهمان کویر من باش

یا حق

Anonymous said...

می دانی ؟ تنها راه گریز از تمام کابوس های شبانه بیدار ماندن است .... همان راهی که جغد پیش گرفته ....

Missing Piece said...

سرای بی کسیis your mind , I just read this post and said to myself" well she calls iran saraye bi kasi and I call ghorbat saraye bi kasi. Funny ha, cheer up and enjoy your life cause in omreh aziz ast gozar mikonad emshab..I love your writing...

Anonymous said...

هیچ راه گریزی نمی توانند درمان باشد