Wednesday, May 11, 2011

ابوالفضل همتی آهویی


یکی از بهترین استادای دنیا

Friday, May 06, 2011

10:20 صُبح

در این باهار که سکوت اختیار کرده ام

لبهایم پر حادثه تر شده اند.

قصه من و مرغ

رفتیم خونه دوستمون
زرشک پلو پخته با مرغ ربّی
آب از چک و چونه ملّت روون شده
وسط غذا خوردن
نصف لنگ مرغ تو دهنش
یهو میگه : مثه اینکه خوب نپخته
سفته، نه؟
ما ها هم تو شیش و بش پختن یا نپختن مرغه
یهو طرف ظرف مرغ رو از جلومون برداشت
مرغ رو انداخت تو قابلمه دوباره
تازه داد هم می زنه
بچه ها سالاد بخورین این دو تا قُل بزنه
مثه اینکه نپخته بود اصن

برنج ماسید تو دهنم

Thursday, May 05, 2011

Wednesday, May 04, 2011

با خودمم

گاهی با خودم می گم
یعنی اگه منم برم
کسی هست که دلش برام تنگ شه؟

Thursday, April 28, 2011

The Polaroid Book

ممنون از رنگ آبی و سال جدید و دوست کم نظیر

Thursday, March 24, 2011

Thursday, March 17, 2011

بهتر از آب روان

از این به بعد "عزیز" صداش می کنم

Monday, March 14, 2011

Mandala


Mandala for a tree called life.

عادت شبانه

شبا تو خونه پرسه می زنم و هی آب می خورم. از اول اینطوری نبودم. اینطوری شدم.

Saturday, March 12, 2011

دل دل

زن كولي: من كوليم، يه جا بند نميشم.
معركه گير: منم دلم كوليه

بایسیکل ران

The Story of Us


The Story of Us

Thursday, March 10, 2011

خدا کسی رو محتاج نکنه

در روایات آمده که یکی از پیامدهای تنهایی در زندگی
ناتوانایی در بستن و باز کردن زیپ پیراهن است

قافیه

دیروز میروزا
وسط خونه تکونیا
پک و پهلوم
خورد به این کابینت مابینتا
کبود مبود شد
یکی ام که دستش می ره که
ماساژ پاساژ بده
بلند شده رفته اون ور آب (الکی)

پی نوشت: به جا اینکه با سیلی صورتمون رو سرخ نگه داریم
با کابینت پهلومونُ بنفش می کنیم

Wednesday, March 09, 2011

آی آدم ها که بر ساحل....

امروز یه آقاهه تو مترو ، تمام مدت کنار دستم با صدای گرفته و خیلی خوبی اشعار نیما یوشیج زمزمه می کرد

Tuesday, March 08, 2011

لاف تنهایی

دیگر جا نیست
قلبت پر از اندوه است
می ترسی-به تو بگویم- تو از زندگی می ترسی
از مرگ بیش از زندگی
از عشق بیش از هر دو
به تاریکی نگاه می کنی
از وحشت می لرزی
و مرا در کنار خود از یاد می بری

Monday, March 07, 2011

بیا دستم بگیر ساقی

من دیگه دست نمی دم
با اون که دشمن ِ منه
با اون که خواهان ستیز
با اون که خواهان ِ غمه
من دیگه گریه کنون
به محفل درد نمی رم
توی تابستون عشق
حیفه که ماتم بگیرم